لوگوی قرارگاه فرهنگی هدنا
قرارگاه فرهنگی هدنا
logo-samandehi تایید
کد خبر : 1619 ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت [ ۱۴:۵۷ ]
Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

جنگ رسانه ای

جنگ رسانه ای و چیستی آن

جنگ رسانه‌ای از واقعیت‌های تعیین‌کننده در عرصه‌ی بین‌الملل بوده و در دهه های اخیر خصوصاً در وضعیت‌های بحرانی همچون جنگ، نقش‌آفرین است.

سید محمدعلی شریعت‌زاده/جنگ رسانه‌ای و چیستی آن

مفهوم «جنگ» را می‌توان از زوایای گوناگون موردنقد و بررسی قرار داد. در ادبیات سیاسی و نظامی، واژه‌ی «جنگ» با واژگان گوناگونی در قبل و بعد خود به کار رفته می‌رود و بر اساس معیارهای مختلف، دسته‌بندی‌های گوناگونی از آن ارائه شده است. تعابیری همچون «جنگ نظامی»، «جنگ نرم»، «جنگ سایبری» و… از این قبیل‌اند. ازجمله فواید و آثار استفاده از این تعابیر و دسته‌بندی‌ها، تشریح نوع جنگ و ویژگی‌های آن برای شناخت بهتر است. ضمن اینکه این تعابیر، می‌تواند به‌نوعی سیر تطوّر جنگ‌ها را نیز نشان دهد.[۱]

جنگ رسانه‌ای در مفهوم بسیط و همه‌جانبه‌ی خود، دامنه‌ی بسیاری از اقدامات روان‌شناختی، فنون نفوذ، تاکتیک‌های ارتباطی و رسانه‌ای را دربر می‌گیرد. مفهوم جنگ رسانه‌ای به لحاظ تعریف با چند مفهوم قرابت معنایی دارد. درواقع با برداشتن «دانه‌ی مفهومی» جنگ رسانه‌ای، «خوشه‌ی مفهومی» آن برداشته می‌شود که شامل مفاهیمی از قبیل پروپاگاندا، دیپلماسی عمومی، جنگ نرم، قدرت نرم، قدرت رسانه‌ای، دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی رسانه‌ای، افکار عمومی، جنگ روانی، عملیات روانی، تهدید رسانه‌ای، قدرت رسانه‌ای و… است. معمولاً با اندکی تسامح، برخی از این اصطلاحات در جایگاه مترادف هم به کار برده می‌شوند.

ازآنجاکه جنگ‌های نوین عموماً نیازمند تأیید افکار عمومی، ارائه‌ی تصویر مدنظر از خود و دیگری هستند، رسانه‌ها کارکرد ویژه‌ای در آن‌ها یافته‌اند و هر آنچه تحت عنوان جنگ روانی، پروپاگاندا و… قرار می‌گیرد، به‌نوعی اشاره به کاربرد رسانه‌ها برای تصویرسازی و تصوّرسازی دارد.

همانند بسیاری از مفاهیم حوزه‌های علوم انسانی، «جنگ رسانه‌ای» نیز دارای تعاریف گوناگونی است و افراد مختلف از دیدگاه خود، این مفهوم را تشریح کرده‌اند. با نگاه به این تعاریف، ضرورت تجمیع تعاریف و ارائه‌ی تعریفی بومی از مفهوم جنگ رسانه‌ای بیشتر نمایان می‌شود.

جایگاه جنگ رسانه‌ای در «جنگ نرم»

به‌طورکلی جنگ رسانه‌ای قرابت معنایی زیادی با مفهوم «جنگ نرم» دارد و رسانه‌ها از برجسته‌ترین مؤلفه‌های این جنگ به شمار می‌روند. در تعاریف مختلف جنگ نرم، هدف تحمیل اراده‌ی گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه‌های نظامی به چشم می‌خورد. جوزف نای، از قدرت سخت به «اجبار» و از قدرت نرم به «اقناع» تعبیر می‌کند. او قدرت نرم را «توانایی شکل‌دهی ترجیحات دیگران» تعریف کرده است و معتقد است جنگ نرم شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای است که جامعه، گروه یا گروه‌های هدف را نشانه می‌گیرد و بدون جنگ و درگیری نظامی و گشودن آتش، رقیب را به انفعال یا شکست وامی‌دارد؛ جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، براندازی نرم، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و شبکه‌سازی، از مصادیق جنگ نرم هستند. او برخلاف برخی از صاحب‌نظران، اقتصاد و دیپلماسی را زیرمجموعه‌ی قدرت سخت قرار داد و تنها از «رسانه» به‌عنوان قدرت نرم نام می‌برد.[۲]

ازجمله مفاهیمی که به‌عنوان مکمل قدرت نرم مطرح‌شده، طرح قدرت هوشمند[۳] است. قدرت هوشمند پاسخی است به ناکامی‌هایی که در مؤلفه‌های قدرت نرم و قدرت سخت در گذار و گذر زمان تجربه شده است[۴] و درواقع ترکیبی هوشمندانه از دو قدرت سخت و نرم است. ازاین‌رو جنگ رسانه‌ای می‌تواند در پازل یک جنگ هوشمند تعریف شود و به‌طور هماهنگ با قدرت سخت و قدرت نرم، ایفای نقش کند.

جنگ رسانه‌ای و دو مفهوم «پروپاگاندا» و «دیپلماسی عمومی»

از دیگر مفاهیم نزدیک به جنگ رسانه‌ای می‌توان به دو مفهوم نسبتاً شناخته‌شده و قدیمی‌تر از آن -یعنی«پروپاگاندا» و «دیپلماسی عمومی»- اشاره کرد:

پروپاگاندا عبارت است از «منتشرساختن» یا «ترویج‌کردن» پاره‌ای از افکار و دیدگاه‌ها با هدف تقویت، جایگزین کردن، یا تعدیل گرایش‌ها و رفتارهای گروهی از مخاطبان است. همچنین «لاسول» که غالباً او را پدر مطالعات پروپاگاندا در آمریکا می‌خوانند پروپاگاندا را چنین توصیف کرده است: «مدیریت گرایش‌های جمعی با استفاده از نمادهای مهم – و …، یا به بیان عینی‌تر ولی با دقت کمتر – از طریق داستان‌ها، شایعه‌ها، گزارش‌ها، تصاویر، و دیگر اَشکال ارتباط اجتماعی.» [۵]

دیپلماسی عمومی نیز در بسیاری از ویژگی‌ها با پروپاگاندا مشترک است و آن را این‌گونه تعریف می‌کنند:‌ «فرآیندی دولتی از برقراری ارتباط با مردمان خارج، در راستای ایجاد فهمی از ایده‌ها و ایده‌آل‌ها، نهادها و فرهنگ، و نیز اهداف سیاسی و خط‌مشی‌های ملت خود». همچنین گروه مشورتی دیپلماسی عمومی آمریکا، دیپلماسی عمومی را چنین تعریف می‌کند: «فرآیند اطلاع‌رسانی، تعامل و تأثیرگذاری بر مردم کشورهای خارجی، به‌گونه‌ای که درنتیجه‌ی این فعالیت‌ها حکومت‌های خود را ترغیب کنند تا از سیاست‌های کلیدی آمریکا حمایت کنند.» [۶]

از میان این دو اصطلاح، پروپاگاندا به دلیل برداشت منفی‌ای که طی دهه‌های گذشته نسبت به آن شکل گرفته و عملاً معادل تبلیغات فریبکارانه به کار برده شده است، کمتر مورداستفاده قرار می‌گیرد اما در ادبیات نوین، از جنگ رسانه‌ای با عناوین تلطیف‌شده‌ای مانند «دیپلماسی عمومی» یا «دیپلماسی رسانه‌ای» بیشتر استفاده می‌شود.

جنگ رسانه‌ای و مفهوم «جنگ روانی»

مقام معظم رهبری در نوروز سال ۱۳۸۶ تصریح فرمودند: من برنامه‌های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می‌کنم: اول، جنگ روانی؛ دوم، جنگ اقتصادی؛ و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. جنگ روانی یعنی چه؟ هدف جنگ روانی، مرعوب کردن است. چه کسی را می‌خواهند مرعوب کنند؟ مسئولان را، شخصیت‌های سیاسی را، به‌قول‌معروف خود ما نخبگان را؛ این‌ها را می‌خواهند مرعوب کنند. کسانی که قابل تطمیع‌اند، آن‌ها را می‌خواهند تطمیع کنند؛ اراده‌ی عمومی را می‌خواهند تضعیف کنند؛ درک مردم از واقعیت‌های جامعه‌ی خودشان را می‌خواهند تغییر دهند؛ هدف جنگ روانی این است.[۷]

وزارت جنگ آمریکا در کتاب «در صحنه نبرد»، جنگ روانی را این‌گونه تعریف می‌کند: «جنگ روانی استفاده برنامه‌ریزی‌شده از تبلیغات و سایر اعمالی است که قبل از هر چیز با هدف تأثیر بر نظرات، احساسات، مواضع و رفتار جوامع دشمن، بی‌طرف، یا دوست و به شیوه‌ای خاص دستیابی به اهداف ملی صورت می‌گیرد».[۸]

ازنظر «جان کالینز» نظریه‌پرداز و استاد دانشگاه ملی جنگ امریکا، جنگ روانی عبارت است از استفاده طراحی‌شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در خصوصیات فکری دشمن با توسل به شیوه‌هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می‌شود.[۹]

جنگ روانی که اصطلاحی قدمتدار محسوب می‌شود، معمولاً به اقداماتی در حین جنگ نظامی یا در آستانه‌ی جنگ نظامی احتمالی اطلاق می‌شود و شیوه‌های غیررسانه‌ای نیز در آن مطرح است اما در جنگ رسانه‌ای که اصطلاحی متأخر است و امروزه بیشتر از آن استفاده می‌شود، محدوده‌ی زمانی خاصی در نظر گرفته نمی‌شود و همچنین استفاده از رسانه‌های جمعی موضوعیت دارد؛ هرچند که هر دو اصطلاح در هدف، مشترک هستند.

تعاریف و مؤلفه‌های جنگ رسانه‌ای

مقام معظم رهبری در بیان واقعیت جنگ رسانه‌ای و اهمیت آن می‌فرمایند: «در وضع کنونی و با این جغرافیای فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی موجود دنیا، کشوری با مشخصات جمهوری اسلامی ایران با این اهداف و با این موقعیّت و جایگاهی که برای خود انتخاب کرده، در این جنگ رسانه‌ای چه موضعی دارد. طبیعی است که ما مورد تهاجم باشیم؛ یعنی هیچ شبهه‌ای نباید به ذهن راه بیابد در این‌که ما یکی از اهداف اصلی و اوّلی تهاجم رسانه‌ای هستیم. حالا ما در مقابل این تهاجم در این جنگ بزرگ و البته نابرابر، می‌خواهیم وظایفمان را انجام دهیم. چه کار باید بکنیم؟ شما ببینید کار ما چقدر سنگین و حسّاس است!»[۱۰]

«جنگ رسانه‌ای» همانند بسیاری از مفاهیم حوزه‌های علوم انسانی دارای تعاریف گوناگونی است و با رویکردهای متعدد و از ابعاد مختلف قابل تشریح می‌باشد. در اینجا جهت رعایت اختصار، تنها به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.

جنگ رسانه‌ای به معنی استفاده از رسانه‌ها برای تضعیف کشور هدف و بهره‌گیری از توان و ظرفیت رسانه‌ها (اعم از مطبوعات، خبرگزاری‌ها، رادیو، تلویزیون، اینترنت) و اصول تبلیغات به‌منظور دفاع از منافع ملی است. تحت این شرایط، جنگ رسانه‌ای تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز بین کشورها به‌صورت غیررسمی ادامه داشته و هر کشوری از حداکثر توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی‌اش از رسانه‌ها بهره‌گیری می‌کند.[۱۱]

برخی معتقدند هدف از جنگ رسانه‌ای، یکدست کردن بشر امروز بنا به خواست قدرت‌های حاکم بر جهان است. در این جنگ، دشمن با واقعیت کاری ندارد، بلکه او واقعیت را برای مخاطب «می‌سازد». دشمن از ادبیات سیاه بهره می‌گیرد و بر اساس خواست خود، نظام یک کشور را مرعوب می‌نماید و با فرسایشی کردن فضای سیاسی، نیروهای اصلی نگهدارنده را خسته می‌نماید. محیط‌های جوان «میدان مناسب» این جنگ ارزیابی می‌شوند.[۱۲]

جنگ رسانه‌ای، ظاهراً میان رادیو و تلویزیون‌ها، مفسران مطبوعاتی، خبرنگاران خبرگزاری‌ها، شبکه‌های خبری و وبگاه‌های اینترنتی جریان دارد؛ اما واقعیت این است که در پشت این جدال ژورنالیستی، امری به نام «سیاست رسانه‌ای» یک کشور نهفته است که مستقیماً توسط بودجه‌های رسمی مصوب مجالس کشورها یا بودجه‌های سری سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی و سرویس‌های جاسوسی، تغذیه می‌شود.[۱۳]

ماهیت اصلی جنگ رسانه‌ای، نفوذ و تأثیرگذاری بر افکار، عواطف، تمایلات و درنهایت رفتار مخاطبان است که با ابزار قواعد فنی و تکنیکی با درنظرگرفتن هدف، سطح، وسعت و نوع عملیات خود را طرح‌ریزی می‌کنند و به مرحله اجرا درمی‌آورند. در این راستا از ابزارهای گوناگون و پیشرفته رسانه‌ای در گروه‌های مختلف دیداری، شنیداری و نوشتاری بهره‌مند می‌شوند و نیز از ابزارهای شناخته‌شده و در دسترسی که امروزه با عناوین رادیو، تلویزیون، مطبوعات، سایت‌های اینترنتی، خبرگزاری‌های بین‌المللی ماهواره و سایر وسایل ارتباط‌جمعی با آن‌ها آشنا هستیم.[۱۴]

برخی معتقداند جنگ رسانه‌ای برخلاف جنگ‌های نظامی که عمدتاً میان دو یا چند کشور به‌عنوان ائتلاف با یک کشور جریان می‌یابند، می‌تواند میان یک گروه از کشورها با گروه بزرگ دیگری از کشورها با ویژگی‌های مشخص جریان یابد. جنگ رسانه‌ای غرب علیه جهان اسلام و جنگ رسانه‌ای غرب علیه کشورهای جهان سوم، دو نمونه بارز از موضوعی هستند که می‌توانیم آن را به جنگ جهانی رسانه‌ای تعبیر کنیم.[۱۵]

در تعبیر جنگ رسانه‌ای، جنگ با نوع ابزار آن تعریف شده است. درواقع رسانه‌ها ابزار جنگ‌اند اما نکته‌ی مهم‌تر، اهداف مدنظر کسانی است که از این ابزار استفاده می‌کنند. به‌عنوان‌مثال در جنگ رسانه‌ای آمریکا علیه جمهوری اسلامی در ابعاد منطقه‌ای و جهانی، به‌طورکلی چند هدف راهبردی همچون ارائه‌ی تصویری مخوف از اسلام و جمهوری اسلامی نزد افکار عمومی جهان به‌ویژه غرب، ترسیم ایران به‌عنوان محور شرارت در منطقه، ارائه‌ی تصویر آرمانی از ارزش‌های آمریکایی و لیبرال دموکراسی، تلقین اجماع جهانی علیه ایران، و تصویرسازی از ایران به‌عنوان ناقض حقوق زنان و اقلیت‌ها مطرح است.[۱۶]

از دیگر ویژگی‌های جنگ رسانه‌ای این است که همکاری و هماهنگی نزدیک بخش‌های نظامی، سیاسی، اطلاعاتی، امنیتی، رسانه‌ای و عملیات روانی و تبلیغی یک کشور را می‌طلبد. پیچیدگی‌های ابعاد مختلف «جنگ رسانه‌ای» موجب شده تا تصمیم‌گیری درباره «طراحی»، «تدوین استراتژی»، «چارچوب‌ها»، «تکنیک‌های کاربردی»، «نحوه عملیاتی کردن اهداف و مأموریت‌های تعریف‌شده»، «استفاده حداکثر از توان هر رسانه با توجه به امکانات انتشار مکتوب، چاپی، صوتی، تصویری، چندرسانه‌ای، اینترنتی و سرانجام انتشار آنلاین» تنها به ژنرال‌های نظامی واگذار نشود. طراحان جنگ رسانه‌ای نه لزوماً ژنرال‌های پادگان‌نشین، بلکه ممکن است پروفسورهای کالج‌ها و بخش‌های رسانه‌ای در دانشگاه‌های معتبر هر کشوری باشند.[۱۷]

فرماندهان جنگ رسانه‌ای، کارشناسان عملیات روانی و متخصصان تبلیغاتی و کارگزاران رسانه‌ای بین‌المللی هستند؛ اما سربازان این جنگ را به‌ظاهر، نویسندگان، خبرنگاران، مفسران، تصویربرداران، تولیدکنندگان خبری و مطبوعاتی، کارگردانان، تهیه‌کنندگان و عکاسان رسان‌ها تشکیل می‌دهند. سلاح و تجهیزات این سربازان نیز رادیو، تلویزیون، اینترنت، ماهواره، خبرگزاری‌ها، دوربین، کاغذ و قلم و دستگاه‌های چاپ و نشر است؛ اما واقعیت آن است که در پشت‌صحنه‌ی عملیات رسانه‌ای، سیاست رسانه‌ای قدرت‌ها و نظام سلطه به‌مثابه راهبرد این حرکت قرارگرفته است که به‌صورت رسمی و سازمان‌یافته اما پنهان، با اختصاص بودجه‌ای سرّی از سوی سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی و ارائه‌دهندگان خدمات جاسوسی و تشکیلات ویژه نظامی هدایت می‌شود.[۱۸]

دو نوع کلی جنگ رسانه‌ای

رسانه‌ها در تمامی جنگ‌های قرن بیستم و بیست و یکم به‌عنوان ابزاری برای جنگ روانی و تبلیغات جنگی مورداستفاده‌ی کشورها بوده‌اند. برجسته‌ترین نمودها و کارکردهای جنگ رسانه‌ای در بحبوحه‌ی جنگ‌ها مشخص می‌شود. از «جنگ ویتنام»، «اشغال گرانادا»، «جنگ اول خلیج‌فارس»، «جنگ کوروو»، «جنگ دوم خلیج‌فارس» و «حمله‌ی امریکا به عراق» به‌عنوان نمونه‌های شاخص جنگ رسانه‌ای هم‌زمان با جنگ نظامی یاد می‌کنند.[۱۹]

اگرچه جنگ رسانه‌ای عمدتاً به هنگام جنگ‌های نظامی کاربرد بیشتری پیدا می‌کند اما این به مفهوم آن نیست که در سایر مواقع جنگ رسانه‌ای در جریان نبوده و یا مورداستفاده قرار نمی‌گیرد. جنگ رسانه‌ای، جنگی است که در شرایط صلح نیز بین کشورها ادامه داشته و هر کشوری از حداکثر توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش با استفاده از رسانه‌ها، بهره‌گیری می‌کند.[۲۰]

به طور کلی می‌توان دو نوع جنگ رسانه‌ای تصور کرد؛ با در نظر گرفتن اینکه جنگ رسانه‌ای در طیف گسترده‌ای اعم از زمان جنگ یا صلح در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و… علیه کشورهای هدف به کار گرفته می‌شود، یک جنگ رسانه‌ای به‌عنوان حلقه‌ی واسط یا حمایتی از جورچین یک راهبرد، برنامه یا تاکتیک غیررسانه‌ای (برای مثال نظامی، اقتصادی یا سیاسی) انجام می‌گیرد، و نوع دیگر جنگ رسانه‌ای که خود به‌عنوان هدف راهبردی طراحی می‌شود و اقدامات غیررسانه‌ای به‌صورت حمایتی یا تکمیلی در ذیل آن شکل می‌گیرد.[۲۱]

باوجوداینکه برخی معتقدند اصطلاح جنگ رسانه‌ای بیشتر در میدان‌های نبرد نظامی کاربرد دارد، اما از اهمیت این مفهوم در دیگر زمان‌ها کاسته نمی‌شود؛ زیرا هدف جنگ رسانه‌ای کنترل و تغییر اذهان و افکار عمومی مردم و تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان است.

بنابراین می‌توان گفت جنگ رسانه‌ای به معنای خاص آن به معنی استفاده از ابزار رسانه در ضمن یک جنگ نظامی یا اقتصادی و سیاسی و به معنای عام کلمه به معنی هرگونه فعالیت رسانه‌ای برای القاء تصویر مدنظر از خود و دشمن است.

به‌عنوان مثالی برای تعبیر خاص از جنگ رسانه‌ای در وقایع سال‌های اخیر منطقه می‌توان به جنگ سوریه اشاره کرد؛ به‌موجب پژوهشی که صبرا قاسمی محقق مصری و از فرماندهان سابق سازمان الجهاد در مصر تهیه نموده است، گروه تروریستی داعش با بودجه سه میلیارد دلاری مجموعه عظیمی از فعالیت‌های رسانه‌ای را هم‌زمان با تحرکات نظامی خود، مدیریت می‌کند. در این پژوهش که با عنوان «بازوهای هفتگانه وزارت اطلاع‌رسانی داعش؛ اهداف و چگونگی مقاومت» تهیه شده، آمده است: داعش هفت بازوی رسانه‌ای دارد که عبارت‌اند از شبکه‌های اجناد، الفرقان، الاعتصام، الحیات، مکاتب الولایات، رادیو البیان و پایگاه اینترنتی دابق.[۲۲]

جمع‌بندی مؤلفه‌های جنگ رسانه‌ای

با توجه به تعاریف مطرح‌شده در خصوص جنگ رسانه‌ای، می‌توان مؤلفه‌های اصلی این مفهوم را چنین فهرست نمود:

وجود دو جبهه‌ی متقابل در جنگ
استفاده از رسانه‌ها به‌عنوان ابزار جنگ علیه حریف
مخاطب قرار دادن احساس و ادراک مردم و مسئولان طرف مقابل
بازنمایی واقعیت یا واقعیت‌سازی در ارائه‌ی تصویر دلخواه از خود و دیگری
هدف غایی تأثیر بر تصمیم‌گیری و رفتار مردم و مسئولان طرف مقابل
تعیین راهبردها و خط‌مشی‌ها توسط سیاستمداران، نظامیان و دستگاه‌های امنیتی
آمیختگی هنر و سیاست و استفاده از ظرافت‌های هنری و فن‌های تأثیرگذاری در ابلاغ پیام‌های باطناً سیاسی

جمع‌بندی

در این نوشتار به برخی از تعاریف و مطالب ذکرشده در خصوص مفهوم «جنگ رسانه‌ای» اشاره شد. هرکدام از موارد یادشده محاسن و معایبی نسبت به یکدیگر داشته و از دید خود مؤلفه‌هایی از این مفهوم را موردتوجه قرار داده‌اند.

 برای ارائه‌ی یک جمع‌بندی از «جنگ رسانه‌ای» باید نکات کلیدی را تجمیع نمود و همچنین مواردی از قبیل نظام ارزشی و هنجاری، زمینه‌های جنگ، تقابل حق و باطل، و… را نیز در نظر گرفت. با این توضیح می‌توان جنگ رسانه‌ای را چنین تعریف نمود:

«به‌کارگیری رسانه‌ها به‌عنوان ابزاری جهت تأثیرگذاری بر احساس و ادراک مردم و مسئولان جبهه‌ی مقابل، مطابق اهداف مدنظر خویش برای تصویرسازی از خود و جبهه‌ی مقابل، به‌وسیله‌ی فعالیت هنرمندان و اصحاب رسانه، و راهبری و خط‌مشی‌گذاری سیاست‌مداران، نظامیان و دستگاه‌های امنیتی، و با هدف نهایی تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیری و رفتار مخاطبان در چارچوب نظام ارزشی و هنجاری حق یا باطل.»

طبیعی است که تعریف یادشده باید از سوی صاحب‌نظران تکمیل‌شده و همواره بهبود یابد؛ اما آنچه مسلم است تهدید رسانه‌ای یکی از مهم‌ترین مصادیق تهدید و حتی بحران به شمار می‌آید و دفاع و رویارویی با آن مستلزم اقدامات سلبی و ایجابی متناسب با آن است و باید ضمن مصون‌سازی جبهه‌ی خود در مقابل این تهدیدها، کنشگری لازم در مقابل جبهه‌ی دشمن وجود داشته باشد. این امر ضرورت مدیریت کلان رسانه‌ای در جبهه‌ی جمهوری اسلامی را گوشزد می‌نماید.

منابع:

[۱] «جنگ عمیق»، وبگاه اندیشکده‌ی راهبردی تبیین، ۲ دی ۹۵، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://tabyincenter.ir/15542/

[۲] سعید ملکی، داوود حاتمی، «جنگ نرم و راهکارهای مقابله با آن با الهام از دیدگاه مقام معظم رهبری»، وبگاه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تابستان ۹۲، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://www.ensani.ir/storage/Files/20140118140845-9430-79.pdf

[۳] Smart Power

[۴] ارسلان قربانی و دیگران، «قدرت هوشمند؛ تحول نوین قدرت در عصر جهانی شدن»، فصلنامه روابط خارجی، سال سوم، شماره چهارم،‌ زمستان ۱۳۹۰، ص ۱۳۸

[۵] «گزارش کتاب دیپلماسی عمومی آمریکا در قبال ایران»، وبگاه اندیشکده راهبردی تبیین، ۱۹ فروردین ۹۶، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://tabyincenter.ir/18569

[۶] همان

[۷] بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، ۱ فروردین ۱۳۸۶، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3378

[۸] صلاح نصر، «جنگ روانی»، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، انتشارات سروش و مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، تهران، ۱۳۸۰

[۹] استراتژی بزرگ (اصول و رویه‌ها)، جان ام کالینز، ترجمه کورش بایندر، انتشارات دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، ۱۳۷۰، ص ۴۸۷٫

[۱۰] بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما، ۱۵ بهمن ۱۳۸۱، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7227

[۱۱] محمد سلطانی‌فر، «پژوهش‌نامه‌ی رسانه و جنگ نرم»، فصلنامه عملیات روانی شماره ۳۵، بهار ۱۳۹۲، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://www.swar.ir/quarterly.aspx?qid=76

[۱۲] مرضیه جان‌بزرگی، «منابع قدرت در جنگ نرم رسانه‌ای»، فصلنامه عملیات روانی شماره ۳۵، بهار ۱۳۹۲، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://www.swar.ir/quarterly.aspx?qid=76

[۱۳] جنگ نرم، جلد دوم (ویژه جنگ رسانه‌ای)، موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران.۱۳۸۶، صفحه‌ی ۱۲

[۱۴] «تهدیدات جنگ رسانه‌ای»، فصلنامه‌ی عملیات روانی، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://www.swar.ir/downloads/articles/Tahdidat%20jang%20resanehee%20(bakhsh%20payani).doc

[۱۵] مهسا ماهپیشانیان، «راهکارهای آمریکا در جنگ نرم با جمهوری اسلامی ایران»، فصل نامه عملیات روانی، شماره ۱۸

[۱۶] مهدی رضاییان، راهبردها و اهداف جنگ رسانه‌ای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران، تابستان ۱۳۸۷، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/39613875504.pdf

[۱۷] «رسانه و جنگ، چارچوبی برای تحلیل»، محمود عسگری، فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره ۳۴، ویژه رسانه و جنگ، تابستان ۱۳۸۲، ص ۶۷

 http://www.aftabir.com/articles/view/applied_sciences/social_science/c12_1360647628p1.php/

[۱۸] حمید ضیائی پرور، «جنگ نرم ۲، ویژه‌ی جنگ رسانه‌ای»، انتشارات ابرار معاصر، ۱۳۸۷

[۱۹] مهدی رضائیان، «اهداف و راهبردهای جنگ رسانه‌ای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران»، ۹ مهر ۱۳۸۷، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?id=103063

[۲۰] محمد سلطانی‌فر، «پژوهش‌نامه‌ی رسانه و جنگ نرم»، فصلنامه عملیات روانی شماره ۳۵، بهار ۱۳۹۲، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://www.swar.ir/quarterly.aspx?qid=76

[۲۱] مهدی رضائیان، «اهداف و راهبردهای جنگ رسانه‌ای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران»، ۹ مهر ۱۳۸۷، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?id=03063

[۲۲] «نگاهی به توان رسانه‌ای داعش»، پایگاه تحلیلی خبری الوقت، ۲۵ مرداد ۱۳۹۴، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://alwaght.com/fa/News/15791/

منبع:پایگاه تبیین

0
ارسال دیدگاه

تصاویر متنوع فرهنگی
تصاویر