لوگوی قرارگاه فرهنگی هدنا
قرارگاه فرهنگی هدنا
logo-samandehi تایید
کد خبر : 1515 ۲۰ فروردین ۱۳۹۶ ساعت [ ۱:۱۳ ]
Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

رواج سبک زندگی غربی؛ علت گریز از فرزندآوری

آسیب های سبک زندگی غربی

آن‌چه درخصوص علت بی‌تمایلی به فرزندآوری در میان خانواده‌های ایرانی, به‌عنوان نکتۀ ریشه‌ای می‌تواند تلقی شود, تغییر نگرش افراد به زندگی است. این تغییر نگرش درنهایت, به تغییر رفتارهای زندگی منجر می‌شود که از آن, به سبک زندگی تعبیر می‌شود.

اهمیت بحث جمعیت و خطرناک‌‌شدن رشد رو‌به‌منفی جمعیت در کشور، موجب شده است که نگاه کارشناسان این بخش به‌سوی علل و ریشه‌های تمایل‌نداشتن به فرزندآوری به‌طور مطلق یا بی‌تمایل به بیش از دو فرزند سوق پیدا کند. عمده دلیلی که در تمام این نظر‌ها به چشم می‌خورد، تغییر نگرش زنان به هویت ذاتی خود و جست‌وجوی هویت در بیرون از منزل زنان است. کارشناسان معتقدند که تحصیلات عالی زنان و اشتغال بیرون از منزل آنان و نیز ارزش تلقی‌شدن این دو موضوع، موجب شده است تا بی‌تمایل به فرزندآوری یا اکتفا به یک یا دو فرزند در میان خانواده‌ها به کاهش رشد نرخ جمعیت منجر شود.

اما دراین‌میان، زنانی هم هستند که به‌رغم علاقۀ قلبی به مادرشدن به‌دلیل ترس همسرانشان از فرزندآوری و پدرشدن از این نعمت الهی محروم شده‌اند. ازسوی‌دیگر، زنان خانه‌دار با تحصیلات متوسطه‌ای را مشاهده می‌کنیم که غالباً تعداد فرزندانشان از دو فرزند تجاوز نمی‌کند.
با‌توجه‌به موارد بالا باید درخصوص علت یا علل بی‌تمایل به فرزندآوری دقت بیشتری به خرج داد؛ زیرا توجه بیش از اندازه به یک عامل و نادیده‌گرفتن عوامل دیگر، نه‌تنها به حل بحران هیچ کمکی نخواهد کرد؛ بلکه موجب خواهد شد تا از توجه به علت‌های دیگر غفلت شود و بحران هم‌چنان از زوایای دیگر و تحت تأثیر عوامل دیگر در جامعه ریشه بدواند.
آن‌چه درخصوص علت بی‌تمایلی به فرزندآوری در میان خانواده‌های ایرانی، به‌عنوان نکتۀ ریشه‌ای می‌تواند تلقی شود، تغییر نگرش افراد به زندگی است. این تغییر نگرش درنهایت، به تغییر رفتارهای زندگی منجر می‌شود که از آن، به سبک زندگی تعبیر می‌شود.

رواج فردگرایی ِلذت‌گرایانه در جامعه، سبب به‌هم‌ریختن اصلی‌ترین ارکان خانواده، یعنی محبت و گذشت و فداکاری می‌شود. خانواده با داشتن این سه رکن، پایگاهی است تا انسان‌ها در کنار دست‌یابی به بخشی از منافع شخصی خود، باعث تکامل دنیایی و آخرتی همدیگر هم باشند.[۱]
این نگاه، حاصل سلطۀ سکولاریسم است که به اعتقاد «گاردنر» اولین ایدئولوژی مؤثر در فروپاشی خانواده است.[۲]
سکولاریسم به همراه گسترش خود، بحران مفاهیم و خانواده را خلق کرد. از زمان فراگیری این جهان‌بینی، دیگر دلیلی برای پذیرش محدودیت‌های ازدواج و تن‌دادن به مسئولیت‌های پدر یا مادرشدن باقی نمی‌ماند.[۳]
 بنابراین «خانواده‌هایی که با انگیزه‌های سکولاری تشکیل می‌شوند؛ چون به ازدواج تنها ازنظر کام‌جویی و فردمحوری می‌اندیشند، پیوندهای زناشویی هرچه زودتر تجدید و تبدیل می‌شود تا لذت بیشتری به کام زن و مرد بریزد و طبعاً وجود فرزند مانع تحقق این هدف است و این، همان کاهش نرخ جمعیت است»؛]

 زیرا سکولاریزی‌کردن توانسته است حضور خدا را از تمامی  زمینه‌های زندگی انسان حذف کند یا به حاشیه براند تا فرهنگ جدیدی پایه‌ریزی کند که در سایۀ آن، هدف از زندگی هر فرد، توجه تام به بهره‌وری و جلب لذت حداکثری از دنیا قلمداد شود. در این نگرش انسان‌ها با نوعی خودمختاری و استقلال در برابر ماوراءالطبیعه، دیگر حاضر نیستند مفاهیم دینی برای آن‌ها راه و رسم زندگی را ترسیم کند.[۵]
بر این مبناست که بخشی از زنان و مردان جامعه، فارغ از جایگاه اجتماعی و تحصیلاتی، از پذیرش مسئولیت پدری و مادری امتناع می‌ورزند. بخشی از استدلال این افراد به توانایی تأمین نیازهای اقتصادی فرزند و نیز کیفیت تربیت فرزند در قبال کمیت آن برمی‌گردد.

درخصوص نمونۀ اول، باید اذعان داشت که کم‌رنگ‌شدن نگاه دینی، موجب بروز این نگرانی می‌شود؛ زیرا اگر از عمق جان به صادق‌بودن وعده‌های الهی ایمان بیاوریم و یقین کنیم به وعدۀ الهی «نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِیاهُم»،[۶] نه‌تنها نگران
رزق فرزند خود که حتی نگران رزق خود نیز نخواهیم بود. درست است که انسان باید برای تأمین معاش خانواده تلاش کند؛ اما نتیجه‌دهی این تلاش‌ها همه به خواست و ارادۀ خدا بستگی دارد و مسلماً خداوند هیچ بنده‌ای را بدون روزی نمی‌آفریند.

علامه طهرانی در کتاب خود به این نکته اشاره کرده‌اند که طرفداران سیاست، تحدید جمعیت برای اقناع علما، به تربیت فرزند بیشتر از تعدادشان تأکید می‌کنند.[۷] باز هم برگردیم به‌سمت  آموزه‌های قرآنی و ببینیم نگاه قرآن دربارۀ تربیت چیست. خداوند در قرآن در چندین موضع با بیان‌های مختلف خطاب به پیامبرش می‌فرماید: «تنها تبلیغ و رساندن آموزه‌های دینی وظیفۀ توست و تأثیرگذاری در نفوس و قلب‌ها تنها به اذن و ارادۀ الهی است» (قصص،۵۶؛ آل‌عمران، ۲۰؛ مائده، ۹۹). این وصف حال پیامبری است که عصمت و ولایت تکوینی هم دارد. حال چگونه است که ما انسان‌های غیرمعصوم در موضوع تربیت فاعلیت مطلق برای خودمان قائل هستیم؟ مگر نه‌اینکه تربیت همان رزق معنوی ما انسان‌هاست و مگر نه‌اینکه روزی‌رسان خداست؟
جالب آنكه علامه می‌نویسد: پایه‌گذاران سیاست جمعیتی بر مسئلۀ تربیت بیش از تعداد، توجه دارند؛ زیرا تربیت را در ارتباط با مسائل اقتصادی می‌دانند و معتقدند که اگر تعداد فرزندان کم باشد، می‌توان از زندگی بهتر و مناسب‌تری بهره جست.[۸] این عمق  نفوذ نگاه سکولار به تربیت انسان است. تربیتی را که با روح و قلب انسان سرو‌کار دارد، تا سر حد خواسته‌های حیوانی او تقلیل‌دادن، جفا در حق انسان است. پس بی‌اساس نیست که اغلب والدین امروزی که تعداد فرزندانشان از دو تا تجاوز نمی‌کند، مدام اظهار نارضایتی از رفتار فرزندان خود دارند و سن بزهکاری درمقایسه‌با گذشته بسیار پایین آمده است. اگر تعداد فرزند کمتر به کیفیت برتر تربیت منجر می‌شد، چرا امروزه باید با چنین آماری روبه‌رو می‌شدیم؟

پی‌نوشت

[۱]. سکولاریزاسیون خانواده و تأثیر آن در کاهش جمعیت، سید حامد عنوانی، معرفت، ش۱۸۹، ص۱۰۲

[۲]. جنگ علیه خانواده، گاردنر، جان ولیان، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ص۱۱۵؛ به نقل از معرفت، ش۱۸۹، ص۱۰۳٫

[۳]. پل ویتز، پاسخ دین و دولت در قبال خانواده، سیاحت غرب، ش۹، ۱۳۸۲٫

[۴]. سید‌حامد عنوانی، سکولاریزاسیون خانواده و تأثیر آن در کاهش جمعیت، معرفت، ش۱۸۹، ص۱۰۶٫

[۵].همان، ص۱۰۲٫

[۶]. انعام، ۱۵۱٫

[۷]. علامه طهرانی، کاهش جمعیت ضربه‌ای سهمگین بر پیکر مسلمین، ص۹۹٫

[۸]. همان.

منبع: سایت متن زندگی – http://matnezendegi.ir/

0
ارسال دیدگاه

تصاویر متنوع فرهنگی
تصاویر