لوگوی قرارگاه فرهنگی هدنا
قرارگاه فرهنگی هدنا
logo-samandehi تایید
کد خبر : 1469 ۹ فروردین ۱۳۹۶ ساعت [ ۱۳:۳۷ ]
Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

پدر و مادارها مواظب رفتارهای خودباشند

بچه ها رفتارهای پدر و مادر را تقلید می کنند

پيامبر صلي الله عليه و آله: رَحِمَ اللّهُ عَبْدًا أَعانَ وَلَدَهُ عَلى بِرِّهِ بِالاْءِحْسانِ إِلَيْهِ وَالتَّأَلُّفِ لَهُ وَتَعْليمِهِ وَتَأْديبِهِ. حديث
پيامبر صلي الله عليه و آله: مِهر خداوندى از آنِ بنده اى باد كه فرزند خود را با نيكى كردن به وى و دَمسازى با او و آموزش و ادب كردن وى، در نيكو شدنش يارى دهد.

الگو بودن والدین برای فرزندان(۱)
کودکان از والدین خود تقلید می‌کنند و باوجود آنکه پدر و مادر تلاش می‌کنند رفتارهای خوب را به آن‌ها آموزش دهند، ولی فرزندان شیوه و رفتار والدین را در پیش می‌گیرند.
در اینجا در مورد تربیت فرزندان و اساساً دربارۀ این موضوع که چگونه والدینی می‌خواهیم باشیم، صحبت به میان می‌آید.به‌بیان‌دیگر ما به‌عنوان پدر و مادر چه تأثیری روی فرزندان خود می‌گذاریم و چه درس‌هایی را به آن‌ها می‌آموزیم.
آنچه کودکان در نگاه اول از والدین می‌آموزند، تنها رفتار و حالات عمومی نیست بلکه به معنای عمیق‌تر، آنان ارزش‌ها، ادراک‌ها، تعصبات، انتظارات و شیوه‌های مسلم نگه به جهان و برخورد با زندگی را از پدر و مادر خود می‌آموزند و درواقع کودکان بیشتر تحت تأثیر رفتارهای والدین خود قرار می‌گیرند تا دیگران.
الگوی ضعیفی نباشید.
در رسانه‌های گروهی، شخصی به‌عنوان الگو و نمونه در نظر گرفته می‌شود که به خاطر شهرت و موفقیتش، مورد تحسین، تقلید و احترام دیگران قرار می‌گیرد. مفهوم نمونه و الگو بودن برای ستاره‌های ورزش، فیلم و موسیقی در نظر گرفته می‌شود. اما واژۀ الگو و نمونه در تعریف روانشناسی، معنای گسترده‌تری دارد و درواقع فردی الگو و سرمشق قرار می‌گیرد که دیگران درصدد یادگیری و تقلید از او هستند و دوست دارند که مانند او باشند.
والدین الگوهای طبیعی هستند.
والدین بخشی از زندگی فرزندان را تشکیل می‌دهند و همواره به‌عنوان الگویی برای آنان محسوب می‌شوند. تقلید کودکان از والدین امری انتخابی نیست، زیرا ماهیت انسان به‌گونه‌ای است که به‌طور طبیعی به این‌سو قدم برمی‌دارد. پدر و مادر می‌توانند هم اثر مثبت و هم اثر منفی روی فرزندان خود بگذارند و این تأثیر تا حدودی به نوع ارتباط کلامی و گفتاری والدین با فرزندان، بستگی دارد.
اما به‌هرحال، چون ارتباطات تنها به‌صورت کلامی نیست، پس روابط عاطفی نیز در این عملکرد مؤثر است. می‌توان گفت که تقلید و تعیین هویت کاملاً به‌طور طبیعی اتفاق می‌افتد بدون اینکه کودک یا والدین طرح و برنامه‌ای را از پیش برای آن تعیین کنند.
کودکان ارزش‌ها و شیوه‌های پیچیدۀ نگاه به دنیا را، از طریق روابطشان با والدین و پرستاران خود می‌آموزند و والدین هرگز نمی‌توانند به‌طور مستقیم این ارزش‌ها را آموزش دهند و به کودک بیاموزند که کدام ارزش را باور کند و کدام‌یک را نه.
همان‌طور که دکتر هیم جینوت در کتاب خود به نام ارتباط والدین و فرزندان می‌نویسد: ارزش‌ها از طریق هویت کودکان، فراگرفته می‌شود و بخشی از وجود آن‌ها را تشکیل می‌دهد و این الگوی ارزشی، باگذشت سال‌ها و زندگی با افراد خانوادهو اجتماع، تکامل می‌یابد.
اگر والدین خواستار ثبات ارزش‌ها و رفتارهای خاصی در کودکان خود هستند، باید بدانند که رفتار عملی از گفتار، بسیار تأثیرگذارتر می‌باشد. به همین جهت کودکان باید به‌گونه‌ای آموزش ببینند که از رفتار درست الگوبرداری کنند و در طول زندگی آن را به اجرا درآورند.
نقش الگوپذیری از والدین باگذشت زمان تغییر می‌کند.

الگوی واقعی (کارتون تربیت کودک)
میزان الگوپذیری کودکان از والدین، به درجۀ رشد و بلوغ آنان بستگی دارد. وقتی فرزندان در سنین کودکی هستند، همواره والدین را افرادی ایده آل و قهرمان در نظر می‌گیرند و بر این تصورند که آن‌ها قادرند هر کاری را انجام دهند و بر آن علم‌دارند. اما چنین تفکری، برای همیشه باقی نمی‌ماند.
در سنین پیش از نوجوانی، فرزندان، والدین را تنها به شکل انسانی می‌بینند که دارای نقاط مثبت و منفی فراوانی هستند و درواقع در این سن، کودکان، پدر و مادر را عقل کل در نظر نمی‌گیرند و نقص‌های آنان را نیز به چشم می‌بینند ولی درنهایت حس عشق و علاقه و همکاری را در آنان ابراز می‌دارند.
در سنین نوجوانی که فرزندان با هویت و استقلال خود آشنا می وند، والدین را بیشتر از اینکه بخواهند مورد تقلید قرار دهند، تحمل می‌کنند. در این سن مانند ۷ تا ۱۰ سال گذشته نمی‌اندیشند و به‌گونه‌ای دیگر به والدین می‌نگرند. ازنظر کودکان، والدین دیگر افراد عاقل چند سال گذشته نیستند بلکه پدر و مادری مستبد هستند که تهدیدی برای حس استقلال و آزادی آن‌ها به‌حساب می‌آیند و همین تفکر، زمینه‌ساز تضاد و کشمکش، عدم توافق و بحث‌وجدل در این دوران می‌باشد. فرزندان در دوران پس از نوجوانی، مجدداً دید مثبتی به والدین خود پیدا می‌کنند و بیشتر سپاسگزار زحمات آن‌ها هستند.
الگوی مثبت و سازنده
والدین خوب، حقیقتاً الگویی‌های مثبت و سازنده‌ای هستند ولی آیا این موضوع بدان معناست که همواره والدین، کارها را به‌درستی انجام می‌دهند و هرچه می‌گویند حقیقت دارد؟ جواب این سؤال منفی است. انسان به‌گونه‌ای آفریده‌شده که از نقص و خطا و اشتباه مبرا نیست ولی به هر جهت خصوصیاتی ویژه و اساسی در او نهاده شده است که می‌تواند به‌عنوان سرمشق و الگو، در نظر گرفته شود. در اینجا به‌اختصار، نمونه‌هایی از این ویژگی‌ها را مطرح می‌کنیم.
–    انسان بودن
–    صادق بودن
–    مسئولیت‌پذیر بودن
–    باملاحظه و مهربان بودن
الگوی بد
چه چیزی سبب می‌شود که الگوی سازنده‌ای برای فرزندان نباشیم؟ عملکرد والدین و نگرش آن‌ها، نقش الگو و اسوه بودن آنان را مشخص می‌کند. ابراز این جمله که “همچون من عمل مکن، به گفتۀ من عمل کن” واقعیت ناگواری است که بسیاری از والدین به فرزندان خود توصیه می‌کنند. درواقع آن‌ها انتظار دارند که فرزندان، کاری متفاوت از اعمال والدین انجام دهند درصورتی‌که عملاً چنین اتفاقی نخواهد افتاد، به‌طور مثال کودکان والدین خود را که به‌سوی الکل و مواد مخدر روی آورده‌اند، سرمشق خود قرار می‌دهند. حقیقت این است که ابراز این جمله که: “این کار اشتباه است، انجام نده” هیچ کمکی به خودداری فرزندان از انجام آن عمل نخواهد کرد.
درواقع والدین خود باید در رفع رفتارهای نادرست قدم بردارند تا فرزندان آن را مورد سرمشق قرار ندهند. والدین هنگامی سرمشق و الگوی بدی برای فرزندان خود هستند که به‌طور مثال نمی‌توانند عصبانیت خود را مهار کنند ولی از فرزند خود چنین انتظاری دارند و یا از فرزند می‌خواهند که عمل پدر و مادر را از دیگری پنهان کند و مثلاً به مادر نگوید که پدر گلدان را شکست.
این رفتار پدر و مادر سبب می‌شود که حس صادق بودن در کودک تضعیف گردد و خود نشانگر این مسئله است که این والدین، الگوی مناسبی برای فرزندان نخواهند بود. کوتاه‌سخن این است که اگر شما نمی‌خواهید فرزندان مرتکب کار اشتباهی گردند، در ابتدا خود از آن عمل سرباز زنید.

تقلید کودک یکساله از رفتار نادرست دیگران
مسلما هنگامی که فرزندتان شروع به تقلید رفتار مثبت کودکان دیگر می نماید خوشحال خواهید شد.
بسیاری از کودکان به بالا رفتن از سرسره ، تلاش برای مرتب کردن یک پازل یا شروع به گفتن واژه ی (( متشکرم)) بعد از اینکه کودک دیگری چگونگی انجام این کارها را به او نشان بدهد تشویق می شوند.
البته هنگامی که فرزندتان رفتارهای ناخوشایند همسالانش را تقلید می کند احتمالا خوشحال نخواهید شد.
اولین باری که فرزند دلبندتان غذایش را تف یا پرت می کند یا همبازیش را هل می دهد ممکن است بپرسید (( این کار را از کجا یاد گرفتی ؟)) و اگر بدانید او کودک دیگری را در حین انجام این کار مشاهده کرده است به خاطر آموختن این رفتار ناخوشایند به کودکتان به سرزنش کودک دیگر متمایل میشوید.
اگرچه این نظریه صحیح است که انجام رفتار نادرست کودک یکساله تان ناشی از مشاهده رفتار سایر کودکان است اما شما نمیتوانید او را از آموختن رفتارهایی که دوست ندارید برحذر بدارید.
برای کودک یکساله همیشه رفتارهای ناشایست عادی فراوانی وجود دارد که نمیتوانید همیشه برای فرزند خود سپری در مقابل آنها باشید .
اگر به میهمانی بروید و سایر کودکان کیک پرتاب کنند کودک شما نیز همین کار را خواهد کرد و اگر این رفتار را در میهمانییاد نگیرد چند روز بعد در منزل خود کودک این کار را انجام خواهد داد.

 تقلید در کودک(۲)
 در این مرحله میتوانید به گونه ای واکنش نشان دهید که گویی او شخصا این رفتار را اختراع کرده است.

برای این نوع رفتارها محدوده معینی تنظیم کنید اما درباره ی اثرات منفی این اعمال نگران نباشید.
احتمالا در بین خانواده هایی که به عنوان دوستانتان از مصاحبت آنها لذت می برید خانواده هایی وجود دارند که با نظرات آنها درباره ی تعلیم و تربیت کودک موافق نیستید.
اگر دریافتید هر بار معاشرت با این خانواده ها موجبی برای سردرگمی کودکتان در مورد محدودیت های تنظیم شده برای او می شود ممکن است خودتان را در معرض آزمایشها و سوء رفتارهای زیادی قرار دهید.
کودکان بزرگتر میتوانند بیاموزند که خانواده های مختلف دارای قوانین متفاوتی هستند اما کودکان کم سن تر هنوز قادر به درک این مسئله نیستند.
چنانچه نمی توانید بین خود و سایر والدین تعادلی برقرار کنید و کودک شما در رفتارش دچار مشکل شده است احتمالا مجبور می شوید تا مدتی از همراه بودن کودک به میهمانی ها خودداری کنید.
در هر صورت خانواده ی دیگر را به خاطر آموختن رفتار ناشایست به کودکتان سرزنش نکنید – او بالاخره این کارها را یاد خواهد گرفت.
به احتمال زیاد ممکن است پیش از اینکه بتوانید کودک خود را کاملا رام کنید ، او رفتار ناشایستی به کودکان دیگر نشان داده باشد که والدینشان از این بابت شما را ملامت می کنند.
کودک در تعامل با محیط و اطرافیان تحت تاثیر رفتارها و واکنش های دیگران قرار می گیرد و در واقع رفتارهای خوب و بد را آموزش می بیند. بسیاری از کودکان دست به الگوبرداری از رفتارهای دیگران می زنند. اگر این الگوبرداری و عمل به آن از نظر روانی به تخلیه کودک منجر شود و اضطراب کودک را کاهش دهد، آن رفتار را الگو قرار می دهد و تداوم می بخشد.

شروع تقلید در کودکان(۳)
کودکان به طور معمول از دو سالگی شروع به  تقلید کردن می‌کنند. البته ممکن است پیش از آن نیز رفتارهای تقلیدی در کودکان مشاهده شود اما این رفتارها به طور منسجم از دو سالگی آغاز می‌شود. البته کودکان تنها رفتارهایی را تقلید می‌کنند که از طرف نزدیکان و به طور مکرر صورت می‌گیرد.
کودکان ممکن است بلافاصله  رفتار نزدیکان خود را تقلید نکنند بلکه آن را در ذهن خود حفظ کرده و پس از چند ساعت یا چند روز آن را استفاده می‌کنند.
کودکان به رفتار والدین خود توجه نموده و اگر رفتاری از طرف والدین مورد تأیید و پذیرش باشد او نیز به  تقلید آن رفتار می‌پردازد.
همچنین کودک رفتارهایی را بیشتر مورد تقلید قرار می‌دهد که آن رفتارها از طرف فرد مورد علاقه کودک باشد و کسی که رابطه عاطفی نزدیک تری با کودک دارد می‌تواند تأثیر بیشتر بر روی تفکرات و ایجاد هویت در کودک بگذارد.

تقلید و تعیین هویت از طرف والدین بر فرزندان کاملاً به طور طبیعی اتفاق می‌افتد بدون اینکه والدین طرح و برنامه برای این موضوع داشته باشند.
وقتی فرزندان در سنین کودکی هستند همواره والدین را افرادی ایده آل و قهرمان دنیای خویش در نظر می‌گیرند و همیشه این تصور رادارند که والدین قادرند هر کاری را انجام دهند.
والدین خوب ، الگوهای مثبت و سازنده‌ای هستند اگر می‌خواهید والدین خوب و تأثیرگذاری باشید موارد زیر را در رفتارهای خود بگنجانید:
-پذیرش خطا و اشتباه: ولی نفس انسان از خطا و اشتباه مبری نیست اما هر انسان می‌تواند از جهت خصوصیات نیک و مثبت خود سرمشق و الگو قرار گیرد و در جهت اشتباهات خود کوشش لازم را بنماید.
-هر کسی بایست عیوب و اشتباهات خود را بپذیرد و درجای خود عذرخواهی نیز بنماید.
-توانایی بخشش را در وجود خود پرورش دهد.خصوصاً اگر کودکان دچار اشتباه شدند.
-صادق باشید . دورویی عملی است که اعتماد و احترام را از بین می‌برد.
-مسئولیت‌پذیر باشید.به  قول‌های خود وفا کنید و هرگز کاری را که نمی‌توانید انجام دهید به کودکان قول ندهید.
-مهربان باشید:اگر می‌خواهید کودکان شما را محترم بشمارند شما نیز به آن‌ها احترام بگذارید. و هرگز کودکان را تحقیر نکنید چرا که روزی فرامی‌رسد که آن‌ها نیز شما را مورد تمسخر قرار خواهند داد.

پی نوشت:
۱٫ سایت کودک آنلاین
۲٫دکتر ثمودی
۳٫سایت کودک آنلاین
منبع:تمامی مطالب پست مذکور از سایت کودک آنلاین  می باشد.
1+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
ارسال دیدگاه

تصاویر متنوع فرهنگی
تصاویر